کن ویلبر، مروری: از ویلبر من به ویلبر V â € "ویلبر فاز IV

توسط سردبیر

این بخش چهارم از یک سری از پست ها در پنج مرحله از نظریه کن ویلبر از آگاهی انسان است. در پست های قبلی ما، ما تجزیه و تحلیل اول ، دوم و سوم مراحل ویلبر و توضیح خود را در مورد چگونگی آگاهی از Pleromatic به واقعیت نهایی توسعه یافته است. â € پست œKen ویلبر Revisitedâ € نیز بینش به نقد در ویلبر و تئوری های خود را از آگاهی، با شروع از اولین کتاب خود را، طیف آگاهی. Â پست در حال حاضر مورد بحث در ویلبر-IV، مرحله چهارم از ویلبر پرتاب که در آن او معروف ترین خود را ایجاد مدل العقل به آگاهی . با الهام از مقالات M. آلن Kazlev در Kheper.net و مجموعه ای از نقد دیگر در ویلبر، این سری یخ بر ویلبر ضروری است، ویلبر که ما نیاز به دانستن در مورد به درک Integralism.

ویلبر â € "از مرحله اول به مرحله III: تئوری ویلبر از تفکر انتگرال با آغاز فاز I در سال 1977 با کتاب خود، طیف آگاهی. این کتاب توسعه آگاهی نزدیک شدن در راه Jungian، قرار دادن هر رشد دیگر از یک زمین در نظر گرفته بودن. او توضیح داد که از â € œcollective دولت € unconsciousâ، آگاهی انسان به دو بخش تقسیم دوگانگی با گذشت زمان پیشرفت و رشد مجموعه شوید آماده از دولت از واقعیت مطلق را وحدت از این دوگانگی (زمین از وجود خود است؛ ارگانیسم محیط زیست. نفس بدن و شخصیت-سایه) و رگرسیون به حالت بیهوشی جمعی. ویلبر I است که اساسا از مدل Jungian الهام گرفته و تساوی معاش از سنت باطنی و عارفان. این بدان معنی است که ویلبر فرض دولت برای اولین بار از آگاهی (Pleroma از عرفا) به همان مرحله نهایی، واقعیت مطلق از Advaitins یا Mahayanists. اما ویلبر خود را مرحله خود من در طول فاز II خود را رد کرد. آن را â € او œRomantic-Jungianâ € فاز، او گفت که آن را ناشی از â € œPre ترانس Fallacyâ €، است که، سوء تفاهم از پیش آگاهی و ترانس آگاهی دولت ها به یک و همان بود .

ویلبر II یک رویکرد بالغ به توسعه آگاهی است. این یک مدل توسعه تکاملی در ابتدا بر مبنای سری Aurobindo و سنت Mahayana بودایی ارائه شده است. ویلبر II حدود 13 مرحله از توسعه آگاهی ارائه شده با شروع از Pleromatic به نهایی از دولت واقعیت مطلق. این در مورد سبک شناختی، حالت خود و وضعیت روانی فرد یا گونه های انسان در هر مرحله و توضیح داد که چگونه به مرحله بعدی â € œtranscendsâ € هنوز â € œincludesâ € مرحله قبل در هر سطح از رشد. فاز دوم نیز در دو مفهوم از Aurobindo â € "توان و تکامل میخ شد. این فاز در سال 1980 با انتشار Atman پروژه، پس از دیگر آثار منی like کردن از بهشت، باشید اجتماعی خدا و چشم در چشم آغاز شده است. انتقاد علیه این مرحله سوء تفاهم ویلبر از زندگی الهی سری Aurobindo است، به دلیل که او در ایالت های Supermind / ذهن برتر اشتباه و یک نظریه کاملا خطی از توسعه آگاهی انسان ارائه شده است. با این حال، ویلبر II یک مرحله مهم در زندگی متفکر است که همه نظریه های آینده خود را در این مدل تکاملی آگاهی ریشه دارد.

ویلبر III بیشتر از یک فاز انتقالی که بین 1983-1987 اتفاق می افتد. در این مرحله، با الهام از پیاژه و هوارد گاردنر است، ویلبر می گوید که هیچ یک یا توسعه خطی از کشورهای وجود دارد، اما چند خط توسعه و یا جنبه های مختلف توسعه وجود دارد از شخصیت انسان است. حدود دو دوجین جنبه و یا خطوط از توسعه شناخته شده اند، با شروع از شناختی به مکانی به karmic، با اطمینان از تمام خطوط توسعه که هستی شناختی به یکدیگر برابر است. ویلبر نیز با فلسفه آرتور Koestler از holons و هولوگرافی الهام گرفته شده بود. او گفت که جهان از اتم ها و مولکول های تشکیل نشده است، اما از holons. holon یک سیستم است که هر دو یک کل و بخشی از یک کل است. هولوگرافی سلسله مراتب holon که شامل holons بزرگ، که به نوبه خود از چندین holons کوچکتر را تشکیل می دهند و آنها به نوبه خود، به دو بخش تقسیم holons بیشتر کوچکتر و به همین ترتیب است. از آنجا که تکامل یک holarchy است، می تواند یکی از توسعه های متعدد در امتداد خطوط â € "شناختی، عاطفی، فضایی، اخلاقی، بین فردی، اجتماعی، و غیره معنوی درک

ویلبر IV جهش بزرگ در توسعه تئوری آگاهی انسان است. برای اولین بار، ویلبر ایجاد یک مدل چهار ربع پیشرفته که شامل و یکپارچه زمینه های مختلف دانش است. همانطور که آلن Kazlev آن قرار می دهد، â € œThe اولین نظریه واحد کن ویلبر را تشکیل می دهند در زمان از یک طیف bifurcating آگاهی های پشتیبانی شده توسط زمین زمینه ای هستی بود. توان تکامل چرخه قبل از ترانس - این پس از آن راه به یک نمودار بسیار متفاوت است. مرحله آخر یا دگردیسی کیهان شناسی خود، و پیچیده ترین، € holon-quadrant.â است

. ویلبر IV â € "بررسی اجمالی: ویلبر در مرحله IV با انتشار مهم ترین کار خود، جنسیت، محیط زیست و معنویت در سال 1995 آغازی انفجاری در این کتاب، ویلبر یک نظریه پیشنهادی برای متحد کردن آنچه که او به نام â € œBig Threeâ € - هنر ، اخلاق و علم. این سه بزرگ می تواند هر چیزی از زیبا متوسط، خوب و درست است و یا من، ما، این و یا اول، دوم و سوم شخص. به عنوان ویلبر خود نقل در مقاله ای با عنوان â € œAn نظریه جدایی ناپذیر از Consciousnessâ € در مجله مطالعات آگاهی، â € œSir کارل پاپر، "سه جهان" (ذهنی، فرهنگی، و هدف)؛ افلاطون خوب (به عنوان زمین از اخلاق، 'ما' از چپ پایین)، واقعی (حقیقت عینی یا آن گزاره ها، دست راست)، و زیبا (زیبایی زیبایی در من هر بیننده، بالا چپ). سه ادعای اعتبار هابرماس (صداقت ذهنی از من، درست بودن فرهنگی ما، و حقیقت هدف از آن). علم و یا (نقد عقل محض)، اخلاق خود و یا ما (نقد عقل عملی)، و هنر و ابراز وجود از من (نقد داوری: به لحاظ تاریخی از اهمیت زیادی، این نیز سه دامنه اصلی از سه نقد کانت می باشد ) â €. سه بزرگ می تواند هر یک از این معنا. اما اتحاد این سه بزرگ مهم است آن را به عنوان نشان دهنده تکه تکه شدن دانش به متنوع، زمینه های قطع شده. بنابراین، آنچه ویلبر می کند تا دوباره متحد این حوزه است ایجاد مدل چهار ربع است.

مدل ربع چهارم: ویلبر فرمول یک مدل چهار ربع که به توسعه آگاهی در راه های مختلف نزدیک شود. مدل او شامل چهار ویژگی های زیر â € "عمدی و یا فردی ذهنی و یا I و یا کشور؛ مغز و اعصاب و یا فردی هدف و یا این و یا خارجی. فرهنگی و یا جمعی بین الاذهانی و یا ما و یا کشور؛ Interobjective اجتماعی یا اجتماعی و اقتصادی و یا جمعی و یا این و یا خارجی. این سه بزرگ از ربع â € "من، ما، این â €" می تواند هر یک از Triad ها ملاقات میکند نمونه اولیه سنت باطنی و یا trinities دینی (آیین هندو، مسیحیت) و یا سه گانه Vedantic (وجود، آگاهی و سعادت) و یا Triad ها ملاقات میکند معنی از Samkhyans، Neoplatonists، عرفا، Taoists و غیره هر شاخه از دانش را می توان به چهار ربع بدون هیچ گونه تلاش مناسب. به عنوان مثال، هنر را به بالا سمت چپ ربع، علم به بالا / پایین و راست حقیقت را به راست بالا / پایین تر، خوب به پایین سمت چپ، زیبا به چپ بالا و غیره ما در حال حاضر در مورد مدل العقل در این مورد بحث مناسب قبلی پست .

مدل العقل و یا نظریه جدایی ناپذیر از آگاهی: پس از پایه چهار مدل ربع، ویلبر در ادامه به تدوین و فرموله کردن یک نقشه آگاهی دقیق در کتاب بعدی او، چشم از روح (1997)، روانشناسی انتگرال (2000) و نظریه همه چیز (2000 ). در جدید، مدل تصفیه شده، دوبله شده به عنوان تمام ربع، تمام سطوح (العقل) مدل، ویلبر شامل همه ابعاد ممکن است از آگاهی انسان، به نام های جسمی، عصبی، اجتماعی، فرهنگی، فلسفی و معنوی. این جهان بینی پیچیده است اما فعل و انفعال از چهار ربع یا چه چیزی را می توان به نام â € œdistinct ولی مکمل و مرتبط به هم، درهم بافته realitiesâ € هر کدام با آشیانه بزرگ خود را از هستی. ویلبر های زنجیره ای بزرگ در حال مفهوم در اینجا رد می کند و می گوید که همه چیز بخشی از یک â € œGreat آشیانه از Beingâ € است: â € œThe های زنجیره ای بزرگ است که شاید اسم بی مسمی. این یک زنجیره خطی اما یک سری از حوزه های enfolded نیست: گفته شده است که روح فراتر می رود، اما شامل روح، که فراتر اما شامل ذهن، که فراتر اما شامل بدن، که فراتر اما شامل ماده. بر این اساس، این است که با دقت بیشتری آشیانه بزرگ Beingâ € نامیده می شود، می گوید: ویلبر در امواج خود را، رودخانه ها، ایالات و خود.

این â € سلسله مراتب œnested از Spiritâ € شامل اما فراتر از سطوح دیگر از وجود. از طریق مدل العقل، ویلبر ثابت می کند که هولوگرافی جایگزین مدل چهار ربع و زنجیره ای بزرگ بودن مفهوم. هر holon نمی توان توضیح داد، اما از طریق چهار ربع. ویلبر می گوید که holons درایو برای حفظ خود â € œwholenessâ € و â € œpartnessâ € و از این رو می € œunits از consciousnessâ € â.

در چشم روح، او توضیح می دهد چگونه آگاهی از طریق چهار ربع پخش: â € œConsciousness در واقع وجود دارد در تمام چهار ربع با تمام سطوح و ابعاد مختلف آنها توزیع شده است. هیچ یک ربع (و قطعا هیچ یک مرحله) که ما می توانیم نقطه و می گویند، این است که آگاهی وجود دارد وجود دارد. آگاهی به هیچ وجه موضعی را در آن مد شده است. درست است که در ربع چپ بالا منبع آگاهی است که آن را در یک فرد به نظر می رسد، اما این نقطه است: به عنوان آن را در یک فرد ظاهر می شود. با این وجود آگاهی در کل لنگر در، و در سراسر، تمام ربع عمدی، رفتاری، فرهنگی و اجتماعی است. اگر شما "پاک" هر ربع، و همه آنها ناپدید می شوند، زیرا هر ذاتا لازم برای وجود € others.â با این، آن است که درک holon را نمی توان به هر ربع خاص بدون خروج از ربع های دیگر کاهش می یابد. اگر چنین چیزی اتفاق می افتد، نظر ویلبر آن را به عنوان â € مشاهده œflatlandâ €. به عنوان مثال، در نظر است که مانع از توجه به ربع چپ و فقط شامل ربع راست است â € دیدگاه œflatlandâ € نامیده می شود. نمودار کیهانی داده شده فراهم می کند جهان بینی ویلبر:

ویلبر IV مختلف چگونه است؟ ویلبر IV پیشرفت ویلبر II و III است. جهان بینی می شود قطعی تر و پیچیده، اما در همان زمان پتانسیل را دارد که متناسب با هر زمینه دیگری از دانش را به مدل العقل به آن است. آلن Kazlev مدعی شد که وقتی ویلبر با استفاده از کلمه â € œIntegralâ €، او آن استفاده می کند به معنای â € œmeaning به ادغام، را با هم، برای پیوستن به، لینک کنید و به embraceâ €. او خم بیشتر بر چیزهایی وحدت و آوردن تمام مکاتب فکری در زیر یک سقف، از حدود تحول تکاملی است. نگرانی ویلبر در مرحله IV است در مورد مشترکات مشترک بین جریان های مختلف دانش و او به ترکیب سه بزرگ همراه با نه â € œprocusteanâ مدل € خود (Kazlev).

هر ربع تا به شرایط اعتبار خود را و خود œrelative â € خود را، جزئی و معتبر € truthsâ. این روش اعتبار سنجی برای یک ربع از دیگر متفاوت است بیش از حد. به عنوان مثال، با توجه به ویلبر، گزاره در قسمت فوقانی و راست درست است اگر آنها مطابقت œspecific â € واقعیت یا حالت هدف از affairsâ €. همان در ربع چپ بالا درست است اگر آنها â € œrepresent € realityâ ذهنی. در ربع راست پایین، می توان اعتبار holons بر اساس â € œhow holons فردی متناسب با هم به هم پیوسته systemsâ € شهادت. با توجه به ربع چپ پایین، ویلبر مدعی شد، â € œIn پایین سمت چپ ربع، از سوی دیگر، ما نگران نیست به سادگی با توجه به اشیاء با هم در فضای فیزیکی مناسب است، اما چگونه افراد را با هم در فضای فرهنگی مناسب. ادعای اعتبار در اینجا به شیوه آگاهی ذهنی ام را متناسب با هوشیاری ذهنی خود را، و چگونه ما با هم بر آن شیوه های فرهنگی که به ما اجازه زندگی در فضای فرهنگی همان تصمیم بگیرند ... به عبارت دیگر، مربوط به مناسب بودن و یا درست بودن اظهارات و اعمال ما (اخلاق در وسیعترین مفهوم). â €

ویلبر IV محدودیت ها: ویلبر IV تا به محدودیت های خود را دارد. اگر چه ویلبر IV آغاز پست مدرنیسم ویلبر و تکنیک های خود است â € جهان بینی œdisconnected علم، دین و ethicsâ € را به یکی از واحد و یکپارچه با یکدیگر، او هرگز تلاش برای ترکیب تمام ربع با هم. سوال دیگر این است که مطرح شده است، چرا فقط چهار نوع از اعتبار؟ آیا مجالی برای انواع دیگری از اعتبار وجود دارد؟ کریستوفر هیل، فرض بر هفت نوع اعتبار در مفهوم «ققنوس تکامل" خود را، در حالی که استان گوچ در انسان ها خود می کند به همان. ویلبر همچنین نتواند به دم کردن زمینه های œesotericism â €، متافیزیک و occultismâ € به العقل.

کریس رز در نقدش از العقل، اشاره خطا در نقشه برداری ویلبر از آگاهی. او توضیح می دهد که چگونه تنها در نمایشگاه های پایین سمت راست ربع â € œreverse holismâ € (از holons بزرگتر به holons کوچکتر) تا 7 یا 8 نقطه و پس از آن، عادی می شود. این است که، که ربع به تنهایی با â € œgalaxiesâ € شروع می شود در NO.1، به جای شروع با holons کوچکتر است. به طور مشابه، در حالی که ویلبر شامل عرفان در مدل او، هیچ نشانه ای از نهفته در هر نقطه وجود دارد. این، می گویند که منتقدان، بخشی از تمایل عقلانی ویلبر است. در منظر دیگر، به نظر می رسد هیچ پایانی برای این â € € œholarchyâ از ویلبر وجود دارد. است که از این â € œinfinite regressâ € با هر holon شامل holons کوچکتر، که به نوبه خود بخشی از holons بزرگتر وجود دارد.

برخی منتقدین خودسرانه در نقشه برداری و طبقه بندی از مدل. دلیل این است که ویلبر مکان متفکران مانند سری Aurobindo، بودا، و فلوطین در شرایط مساوی با فروید، یونگ و پیاژه. در حالی که مجموعه سابق از افراد کسانی هستند که ترک خورده تمام رمز و راز از آگاهی است، دومی متعلق به حوزه روان شناسی، که خود را تنها بخشی از کل تقاضا است. به جای قرار دادن سری Aurobindo، بودا و فلوطین در هواپیما جداگانه (مثلا یک دایره در وسط است که از همگرایی تمام ربع)، ویلبر خود را به یک قربانی â € œpostmodernist relativistâ انتقاد € با چنین گروه بندی طبقه بندی می شود.

اتهام دیگر در برابر ویلبر خطی از همه چیز است. مدل ویلبر را، چه در ویلبر II یا ویلبر IV اشاره تنها € â € œone دنباله مسیر خطی از رشد. هر کس، صرف نظر از آن شاخه از دانش را که از تگرگ، باید از طریق تمام مراحل â € "عبور از Pleromatic به علی بالا برای رسیدن به مطلق. هیچ راه دوم یا راه دیگری وجود دارد. این است که همیشه همان است، یک طرفه می نماید. آرون Harvat در انتقاد از ویلبر را فرا می خواند، â € رفتار فروتنانه œpreposterous از € mindâ اسیر (از ویلبر).

هر چه باشد این انتقاد، مدل العقل ویلبر است تا تاریخ نقشه برداری قابل توجهی از آگاهی انسان است. اما ویلبر خود پیشی گرفته و به مرحله بعدی وارد بیش از حد. مرحله بعدی او، یک جریان، به نام ویلبر V، است که در واقع یک جهش از العقل. ما در ویلبر V در پست بعدی بیشتر در دید.

â € œKen ویلبر Revisitedâ € یک سری از پست ها در کن ویلبر و توسعه تئوری انتگرال او است. شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد ویلبر و انتقاد از مراحل خود را در پست ما می دانیم ویلبر I ، ویلبر II ، ویلبر III ، ویلبر IV و V ویلبر .

لینک های مرجع:

1 ویلبر مجدد: از ویلبر من به ویلبر V â € "پست در ویلبر I ، ویلبر II و ویلبر III

2. â آلن Kazlev در € œKen Wilberâ € در خود وب سایت

3. آلن Kazlev در ویلبر در مرحله IV

4. نقد مدل العقل ویلبر است

5 کن ویلبر: نظریه جدایی ناپذیر از آگاهی (در مجله آگاهی مطالعات)

6. آلن Kazlev در عقلانی تعصب کن ویلبر است

نوشته قبلی:

پست بعدی: