آیندهی سیاست انتگرال â € "قسمت اول: با توجه به پارادایم انتگرال به توده ها

توسط سردبیر

سیاست جدایی ناپذیر است. آیا این یک واقعیت؟ آیا در جهان امروز می شود؟ کشورهای توسعه یافته و سیاستمداران هوشمند ممکن است با YES و NO پاسخ دهد. در نظر گرفته صادقانه، انتگرال سیاست، به عنوان Zakariyya اسحاق آن قرار می دهد، است در بیشتر قسمت â € نام œa بدون â € realityâ. این موجود در جهان منزوی فلاسفه، متفکران و پیروان جدایی ناپذیر است، اما در جهان عملی سیاست زیاد است. در این جهان جغرافیای سیاسی، سیاست جدایی ناپذیر بسیار به کرات در مورد راه های جدید و یا â € œthird € wayâ از نگاه همه چیز / سناریوهای سیاسی است، اما آن را هرگز روشی که در آن همه چیز را نگاه کرد. به عبارت دیگر، سیاست جدایی ناپذیر است هنوز در جامعه امروز اجرا می شود. اگرچه برخی از جیب مردم جهان ممکن است بگویند که آنها تمرین â € politicsâ œintegral €، هیچ چیز بزرگ که از هم اکنون پدیدار شده است. اما چرا؟ چرا سیاست جدایی ناپذیر هنوز هم رویای دور است؟ پیش از آن، به همین دلیل است که آن را در وهله اول مهم است؟ و، آنچه که در آینده از پارادایم انتگرال و نظریه سیاسی است؟

با الهام از مقاله Zakariyya اسحاق در â € œEstablishing پارادایم انتگرال و آینده € Politicsâ انتگرال، این پست ادعا روش که مورد نیاز برای ایجاد سیاست جدایی ناپذیر یک واقعیت است. اسحاق می گوید که چرا لازم است به هموار راه را برای جهان سیاسی جدایی ناپذیر بین المللی تنها از طریق انتشار فلسفه جدایی ناپذیر در میان جمعیت جهان. پست نیز در همین دلیل احتیاط در حالی که دست زدن به یک موضوع در حال ظهور like integralism، سیاست به خصوص جدایی ناپذیر مورد نیاز است تاکید می کند. دلیل این است که، درک منفی از چیزها ممکن است سیاست جدایی ناپذیر حتی قبل از آن نرم کردن را خاموش. بنابراین، بهترین راه این است که از پارادایم جدایی ناپذیر به توده ها. جزئیات اسحاق در راه به انجام این کار.

سیاست انتگرال: هر ایدئولوژی سیاسی دیگر است که در واقع یک محصول جانبی از تغییر worldviews. همانطور که از در حال حاضر، هر کس فکر می جدایی ناپذیر از سیاست به عنوان تکامل از سناریوی سیاسی کنونی را به چیزی بزرگتر، بهتر و سالمتر. سیاست انتگرال، به عنوان استیو مک اینتاش آن را خواند، خواهد بود â € œsubstantial € evolutionâ سیاسی با ارزش تر نسبتا تکامل یافته و آرمان های بالاتر از اخلاق. چند جهان بینی قبل، و ایدئولوژی حمایت از همان وجود داشته است. در واقع، دموکراسی و کثرت گرایی در زمان زمان زیادی را به شکل و آنها تا به حال به واقع توسط بدن از فیلسوفان غربی و متفکران حمایت برای تبدیل شدن به هنجار از جامعه است. جهش از یک ایدئولوژی خود را به دیگری است جدید در تاریخ نیست. ما آن را در سراسر چشم انداز سیاسی ما دیده می شود و مک اینتاش آن عکس بهتر در این خطوط:

â € œEach جهان در حال ظهور viewâ € ™ ثانیه دیدگاه سیاسی جدید را به عنوان یک ویترین برای ارزش نسبتا بیشتر تکامل یافته آن و آرمان های بالاتر از اخلاق خدمت می کند. برای مثال، ما اشاره کرد که مدرنیسم در حال ظهور را رد ساختارهای ظالمانه فئودالیسم و ​​سلطنت مطلقه و دفاع و پشتیبانی آرمان جدیدی از آزادی و برابری مندرج در فراخوان برای دموکراسی است. این جنبش برای دموکراسی، در واقع یکی از موضوعات اصلی â € œNew Philosophyâ € که چشم انداز مدرن بیان و خدمت به تعریف شخصیت از روشنگری بود. سپس دوباره در قرن 20، پست مدرنیسم در حال ظهور اخلاق قوم مدارانه است که چشم پوشی نژادپرستی و کشتار مردم بی گناه در خارج از کشور و دفاع و پشتیبانی مسائل سیاسی از حقوق مدنی، حقوق womenâ € ™ ثانیه، و صلح در ویتنام را رد کرد. مسائل سیاسی از جنگ در ویتنام، و مبارزه برای برابری خدمت مردم را به گرد هم آوردن در یک علت شایع. بنابراین بسیاری از کسانی که جهان بینی پست مدرن در دهه شصت و هفتاد به تصویب رسید کار را انجام دادند چرا که آنها از طریق وفاداری خود را به این causes.â سیاسی شده بود € این نتیجه می رسد که در حال تغییر جهان بینی است دلیل تغییر ایدئولوژی سیاسی. و تغییر ایدئولوژیها، به نوبه خود، پیامدهای آنچه در گذشته اتفاق افتاده است و یا در سناریوی سیاسی / اجتماعی در حال حاضر اتفاق می افتد. آن است که اگر آگاهی انسان خود را به قلمرو های بالاتر و بالاتر تکامل می یابد به طور مداوم، یادگیری از موفقیت و شکست آن است. در حال حاضر، ما گذشته پست مدرنیسم هستند و در آستانه integralism می باشد.

فلسفه انتگرال پارادایم رمان است که از این کوره از تفکر پست مدرن پدید آمده است. بسیاری از متفکران مدرن، پست مدرن و نخبه گرا آرمان ها و ارزش خود را ستایش کرده اند، پیش بینی که فلسفه جدایی ناپذیر خواهد بود که هنجار از آینده است. پارادایم جدایی ناپذیر است نیز گفت: به تاثیر بالقوه در فرهنگ ما و تغییر جهان بینی ما تا حد فوق العاده ای. هنگامی که چنین تغییری اتفاق می افتد، چیزی است که â € œIntegral Politicsâ € نام را از اجتماعی و سیاسی تا مجموعه ای پدیدار شود. اگرچه بسیاری از اظهار نظر کردن که سیاست جدایی ناپذیر نیاز از این جهان جغرافیای سیاسی است، هیچ چیز که از هم اکنون است، صرفا â € € œintegralâ در مورد ایدئولوژی های سیاسی در سراسر جهان انجام می شود. سیاست جدایی ناپذیر بوده است موضوع بحث در دانشگاه ها، سمینارها انتگرال و مبارزات سیاسی است، اما هیچ اجرای زمان واقعی از ایدئولوژی سیاسی به هر، مشکل جهانی عمده در جهان وجود داشته است. دلیل اصلی پشت این عدم آگاهی در مورد پارادایم جدایی ناپذیر است. این پست را به راه قیاس منطقی و به معنای به سیاست جدایی ناپذیر یک واقعیت (که توسط Zakariyya اسحاق و دیگر پیروان جدایی ناپذیر پیشنهاد).

آیندهی سیاست انتگرال

با توجه به پارادایم جدایی ناپذیر به توده ها: در آینده از سیاست جدایی ناپذیر بستگی دارد که تا چه حد پارادایم جدایی ناپذیر به توده ها می رسد از. اسحاق opines، â € اوی خواهد این ایده را فرض است که ممکن است ضروری است که این فلسفه می شود جهانی تر شناخته شده و قابل فهم در میدان های عمومی در جهان از ایده های سیاست انتگرال می توانید هر گونه امکان حتی یک reality.â داشته € او احساس می کند که فقط به عنوان دموکراسی و کثرت گرایی بر سیاستمداران توسط مردم مجبور شدند، integralism باید یک هنجار در فرهنگ عامه تبدیل را قبل از اینکه از دولت ها در سراسر جهان به عنوان محوری به سطح بعدی از سیاست است.

برای این اتفاق می افتد، فلسفه جدایی ناپذیر باید چیزهای پیش پا افتاده است که توسط مردم پذیرفته شده و در هر زمان در دسترس به هر شخص غیر روحانی دیگر تبدیل شده است. اما این شوخی آسان نیست به عنوان integralism است که هنوز هم یک مفهوم ناشناخته در جهان امروز است. به گسترش فلسفه انتگرال، شما نیاز به انجام یک کمپین آموزش در سراسر جهان و مردم را به ارزش ها و آرمان های جهان بینی در حال ظهور را درک کنید. اما باز هم، آن است که ساده نیست. بسیاری از ایدئولوژی با فلش ظهور، پوشش بخشی از انسانیت و سپس ناپدید می شوند، هرگز به بازگشت دوباره به صحنه جهانی است. اگر بدون مراقبت به کار گرفته، جهان بینی جدایی ناپذیر می تواند خود را به عنوان یک â € œJim جونز و یا مدیسون خیابان stuffâ € ارائه و مرد در یک سال زمان چند.

به منظور جلوگیری از آن از این اتفاق، آموزش توده در پارادایم جدایی ناپذیر باید انجام شود نگه داشتن زیر را در ذهن:

1. صداقت: â € œIntegral فلسفه باید integrityâ € داشته باشد. این هرگز نباید رقیق می شود و یا در معرض خطر به خاطر رسیدن به عموم مردم است. نسخه سیراب کردن تنها پیام های فکری آن را حمل را تضعیف خواهد کرد.

2. بدون رویکرد نخبه گرا: نباید œelitist â € یا abstruseâ ارائه € فلسفه جدایی ناپذیر وجود داشته باشد. ارائه آن را به عنوان یک ایده دور تنها آن را یک مد زودگذر رسانه ها و در نهایت تاثیر آن بر عموم مردم را کاهش دهد. اسحاق می گوید که ما باید تلاش برای â € œtruly را پارادایم انتگرال به آگاهی بشریت در سطح گسترده به عنوان به impact.â اخلاقی € آموزش مناسب از افراد علاقه مند به انجام رساندن آنچه در نظر گرفته شده را.

3. فرار از جهان منزوی: Integralism باید از â € جهان آن œinsular فلسفه، علم، معنویت و علمی € mysticismâ حذف شده است. به منظور آن را به یک تاثیر مثبت در سیاست، باید آن را ساخته شده یک ابزار سکولار برای متحد کردن و پرورش برادری میان توده ها.

4. قطع فرقه چیز: فرقه انتگرال باید در همه هزینه ها اجتناب شود. در طول زمان، حتی الگوی جدایی ناپذیر جذب می کند را به یک فرقه تبدیل شود. سفتی و ذهنیت فرقه شروع خواهد شد، و ایدئولوژی دگم است که برای ما از طریق آن عمل آن را دشوار می سازد. به عنوان اسحاق آن قرار می دهد، â € œIt باید با وسواس و یا dogmatically یا پخش نشده تواند با هر متغیر فرقه ای اما در مد هوشمند در میان بسیاری کلی humanity.â €

قبل از اینکه ما شروع این کسب و کار از گسترش کلمه پارادایم انتگرال، ما نیاز به درک مزایای پشت گسترش فلسفه جدایی ناپذیر است. چرا باید آن را پخش می شود؟ چه شده است تا در مورد سیاست جدایی ناپذیر یا تئوری انتگرال ویژه ای است که به آن نیاز دارد برای رسیدن به حتی شخص غیر روحانی؟ چرا در نظر گرفته جهان بینی آینده؟

چرا انتگرال پارادایم؟ به طور کلی دو جنبه به یک ایدئولوژی وجود دارد. به عبارت دیگر، یک ایدئولوژی و یا یک فلسفه می تواند مردم را به دو روش â € نفوذ "به صراحت و به طور ضمنی. Zakariyya اسحاق را می â € œouter محافظ € کوریا و â € œessential € کوریا درونی می نامد. با توجه به پارادایم انتگرال، جنبه های بیرونی â € œPower، نخبهگرایی، روشنفکری و Speculationâ € هستند، در حالی که جنبه داخلی ضروری است، â € œUnity، عشق، تغییر، Knowledgeâ €. پارادایم انتگرال می توان گفت به ارائه مزایای به چهار بخش های مختلف زندگی مردم â € "از نظر اخلاقی، معنوی، فلسفی و علمی. با این حال، الگوی جدایی ناپذیر است عاری از محدودیت نیست. ما را به محدودیت هایی که در بخش II از پست نگاه کنید.

مراجع:

1. Zakariyya اسحاق: â € Œ ایجاد پارادایم انتگرال و آینده سیاست انتگرال â €

2. â € Œ استیو مک اینتاش در سیاست انتگرال و تکامل آگاهی و فرهنگ â €

3. ری هریس: â € Œ چپ، راست یا فقط ساده: سیاست در جنبش انتگرال â €

4. از زندگی انتگرال - â € Œ سیاست انتگرال: تغییر شما را به نفس â €

پست قبلی: